تبليغاتX
آينه هاي ناگهان

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

آينه هاي ناگهان

... خدا روزی به من نزدیک تر بود


...لعنت به روزها

 

لعنت به روزهای قشنگی که بودنت...

لعنت به بودنی که پس از آن نبودنت ...

http://www.30manozari.blogfa.com/

توسط حانيه |

 

اينجا قم است؛ لطفاً وارد نشويد!

آشنایی می گفت:این پست خیلی سطحی بوده. از تو بعید است این جور نوشتن! حذفش کردیم و خلاص.

 

 

توسط حانيه |

 

     گفتم: چی می کشی؟

      !گفت: غم دنیا

توسط حانيه |

 

 

      دنبال کسی می گردم  

      که از آن من است

      اما

     ! از آن من نیست

                                 http://jayekhaliyeman.blogfa.com

توسط حانيه |

فقط یه حدس نبود!

به نظر آدم سر به زیری می اومد از اونهایی که سرش تو لاک خودشه و به همه می گه چشم. کمی که گذشت دیدم نه، فلانی خودش ختم و شب هفت و چله روزگاره! به قول رفقا شبا تو دودکش می خوابه و یه عمره راننده ست و... خلاصه این بنده خدا با یه همدست دیگه که کپی برابر اصل خودشه، شدن رفقای ما برای کل انداختن.

 وقتی امروز تلفنی بهم گفت تو وبلاگت از من هم تشکر کن خنده ام گرفت. دوست داشتم ازش بنویسم و حرف هایی که تا وقتی با اونها بودم نتونستم بگم یا شاید هم بد گفتم و خیلی از چیزها رو از دست دادم. الان مدتی می شه که اونها رو ترک کردم ولی همیشه به یادشونم اگرچه که اونها مشغول روزمره گی های زندگیشون هستن.

 از یه چیز ولی خیلی خوشحالم. کمی قبل تر از اینکه  محل کارم ترک کنم به یکی از دورو بری ها گفتم وقتی برم دلم فقط برای این دو نفر تنگ می شه. خوشحالم که یه حدس یا یه خیال نبود و ناراحت از اینکه بیشتر وقت ها دلم بدجوری هواشون می کنه.

توسط حانيه |


به خاطر حانیه...

 

گاهي براي نبودن

جايي براي نماندن

ندايي براي نخواندن

دستي براي نگرفتن

اگر سراغ داشتيد

بي صبرانه مشتاقم

براي نداشتن

 

آی مردم؛ حانیه نام دیگر من است....

توسط حانيه |

بیچاره مادر...

صدای دعوا می آد. همه داد می زنند. هیچکس به دیگری محبت نمی کنه. مادر داره گریه می کنه. خسته شده. دستش به سر گرفته، انگار کمی بالاتر گرفته. داره دعا می کنه، ولی نه، داره خودش نفرین می کنه. پدر هنوز داد می زنه.

بیچاره مادر...

توسط حانيه |

روزمره گی؛ خوب یا بد؟

تا وقتی مشغول کارهای روزمره هستی و دغدغه نان داری، تنهایی، کمبودها و دردها کمتر به سراغت می آیند. همیشه و همه جا خوانده ام روزمرگی چیز خوبی نیست و خدا نکند که کسی به این بلا دچار شود و چنین و چنان.

شاید تا دیروز  موافق این نظریه بودم ولی وقتی می بینی فلان رفیق یا دوست و آشنایت  که تا دیروز در فلان شرکت یا بهمان اداره کار می کرد، بنا به دلایلی از کار اخراج شده  و حالا او مانده و دغدغه تأمین مخارج زندگی، دیگر آن روزمرگی برایش معنای دیگری پیدا می کند .حاضر است تمام مدت عمر دچار روزمرگی باشد ولی یک شب خاطر خانواده و خودش محتاج هزینه های زندگی نباشد.

به این اضافه کنید تنهایی، کمبود و دردی که با انجام کارهای روزمره کمتر رخ نشان می داد ولی حالا آنها هم برایت رنگ پیدا می کنند. در این مدت البته از لطف دوستان و اطرافیان بی بهره نیستی که با این حرف ها همراهی ات می کنند: خدا بزرگه، بی خیالش، این نشد یه کار دیگه، گور باباشون و قس علی هذا.

این جور مواقع فقط یه رفیق، اونم از نوع فابریکش می تونه حال و اوضاعت رو تغییر بده. رفیقی که جویای حالت باشه نه اینکه از سر ناچاری بهش زنگ بزنی که تو خوبی؟ چطوری؟ که شاید این جوری اونم از حال تو بپرسه و تو هم سر درددلت باز بشه که آره بابا منم دلم گرفته!

 

توسط حانيه |

 

 

   دل خوش

ما كه هستيم به ايمان پر از شك دل خوش

طفل طبعيم و به بازي و عروسك دل خوش

پايمان بر لب گور است و حريصيم هنوز

با همان هلهله شاديم  كه كودك دل خوش

ماهي تنگ در انديشه دريا دلتنگ

ما نهنگيم و به يك بركه كوچك دل خوش

جز دورويي و ريا سكه نيندوخته ايم

كودكانيم و به سنگيني قلك دل خوش

باد حيثيت اين مزرعه را با خود برد

ما كماكان به همان چند مترسك دل خوش

محمد حسين نعمتي

توسط حانيه |

اندر احوالات مدیران حاجی نما!

 

یک اداره با چندین کارمند و قاعدتاً یک مدیرعامل. البته نه مثل سایر اداره ها. ابتدا همه چیز عادی به نظر می رسد. یک عده خانم و آقا که پشت میز نشسته اند و با حیوانی احمق و بی شعور( به گفته مدیر مالی همین شرکت) یعنی همان کامپیوتر کار می کنند. ساعت 8 می آیند و 4 می روند البته اگر بگذارند که 4 بروند و به اجبار برای اضافه کاری کسی را نگه ندارند.

اینجا همه به مدیرعامل می گویند: حاجی! از کارمند گرفته تا ارباب رجوع. به این اضافه کنید قیافه الهی قلبی محجوب حاجی و دم ازخدا و پیغمبر زدن و هر سال مکه رفتن، آن هم از نوع واجب که بر درجات روز افزون حاجی می افزاید!

مدرک گرایی چیز خوبی نیست ولی حاجی اصلاً دیپلم ندارد اگر هم داشته باشد از نوع ردی است ولی در تلویزیون وقتی با او مصاحبه می کنند بهش می گویند: مهندس!

البته این روزها کلمه مهندس، لفظ خوش آب و رنگی است که هرکسی می تواند ادعای داشتن آن را داشته باشد. این اداره البته کم مهندس و آدم تحصیل کرده ندارد.

حاجی همیشه دم از تکریم ارباب رجوع می زند آن هم در جلسه های عمومی. ولی وقتی تعداد افراد جلسه یکی دو تا می شود تکریم کارمند، آن هم از نوع نورچشمی جای آن را می گیرد.

توسط حانيه |

!حاج خانم سر 20 متریه

پیرزن چندبار داد زد آقا ی راننده سر 20متری نگه دار.نزدیک مقصد جلوی اتوبوس آمد. زیر لب غر می زد و فحش نثار خلایق می کرد. پسربچه  نوجوانی هم زیر لب می گفت: برای چی فحش می دی؟ پیرزن 70 ساله با قدی خمیده و گوش هایی تیز به پسر بچه گیرداد که تو چه کار به کار من داری و هرچه ناسزا از دوران کودکی و جوانی و میانسالی بلد بود نثار پسر و آباو اجدادش کرد و بعد هم درگیری فیزیکی.

مسافرها چند دسته شده بودند یه عده بلند می گفتند : حاج خانم سر 20 متریه. بلکه پیرزن پیاده بشه. یه عده به پیرزن مادر مادر می گفتند که یعنی طرفت پسربچه س و جاهله. یه عده هم رو به پسربچه که پیرزنه ،نباید توقع داشته باشی ، جای مادربزرگته  و ازاین جور حرف ها.تنها چیزی که توجیه کننده ماجرا بود، ساعت 10 شب و تحمل فشار و سختی اتوبوس و خستگی کارروزانه.همین.

توسط حانيه |

 

چی بود شکست؟

بیشتر وقت ها دل ها توسط کسانی شکسته می شود که بیشتر دوستشان داری.

وقتی چیزی از دستمان می افتد و می شکند همه می گویند چی بود شکست؟ ولی نمی دانم چرا وقتی دل می شکند، کسی چیزی نمی گوید؟

توسط حانيه |


حسنی دیگه تنها نبود

خدایش بیامرزد. شاعر یکی از شعرهای کودکی ، نوجوانی و جوانی ام را می گویم. شعری که دوستش داشتم و بعدها هم با ریتم خاصی برای کودکان دور و برم  می خواندم و آنها هم چقدر دوست داشتند. منوچهر احترامی شاعر شعر «حسنی نگو یه دسته گل» بود. خبر فوتش را دیشب در وبلاگ یکی از دوستان خواندم. دلم نیامد یادی از او نکنم. روحش شاد.

 

توي ده شلمرود،

حسني تک و تنها بود.

حسني نگو، بلا بگو،

تنبل تنبلا بگو،

موي بلند، روي سياه،

ناخن دراز، واه واه واه.

نه فلفلي، نه قلقلي، نه مرغ زرد کاکلي،

هيچکس باهاش رفيق نبود.

تنها روي سه پايه، نشسته بود تو سايه.


ادامه مطلب

توسط حانيه |

نسکافه با طعم جوراب!

بدجوری هوس نسکافه کرده بودم. زنگ زدم به یکی از همکارها که در خوردن و کل انداختن با هم عالمی داریم. گفت: نسکافه باز دارم.  لیوانت آب جوش کن و بیار و از این جور حرف ها. منم اصرار که توی یک کاغذ بپیچ و بیار. به ظاهر همه چیز روبه راه بود. یک کاغذ قیف مانند که چسب به درش زده بودند. وقتی بازش کردم به همه چیز شبیه بود غیر گرد نسکافه. چیزی شبیه یه تکه پارچه.

آخر سر کاشف به عمل آمد که جناب آقای همکار یه تکه از جوراب مبارک را بریده و محض تبرک برای اینجانب فرستاده بودند. (البته اینکه چرا جوراب؟ دوسیۀ دیگری دارد که بعداً خواهم گفت.)

ما که رومون کم شد و جناب همکار هم یه تکه از جورابش.

البته تصویر تکه جوراب و پای همکار با جوراب نصفه به ضمیمه ایفاد می گردد.

( این جمله آخر هم برای شادی روح مدیران که امثال این جمله ها در نامه های اداری شان کار عصای موسی می کند!)

 

            جوراب آقاي همكار

توسط حانيه |

«حواست به ما هست، آقا؟»

 

کنار باب الجواد ایستاده بود؛ محو گنبد طلای آقا علی بن موسی الرضا(ع). دلش لرزید. موبایلش نگاه کرد.« به آقا سلام برسانید، بگید فلانی گفت: اصلاً حواست به ما هست، آقا؟». موبایلش خاموش کرد. هنوز دلش می لرزید.


                              
  

توسط حانيه |

شعر

دلم بين در و ديوار مانده

من و اين داغ ِ در تكرار مانده

من و اين آتش بيدار مانده

مپرس از من چرا دلتنگ هستم

دلم بين در و ديوار مانده....

ميلاد عرفان پور

توسط حانيه |

روش برخورد با مردم


مي گفت: ما بايد به تكليفمون عمل كنيم. تكليف از اين روشن تر؟

 

«دوري تو از آن كس كه خواهان تو است نشانه كمبود بهره تو در دوستي است، و گرايش تو به آن كس كه تو را نخواهد، سبب خواري تو است.»

حكمت 451- سخنان مولا علي(ع)

توسط حانيه |

شعر ( خسته ام دوستان )

خسته ام دوستان

به نام خدا خسته ام دوستان

به جان شما خسته ام دوستان

 

زپا تا به سر... يابه شكل دگر!

به ديگر بيان خسته ام دوستان

 

هياهو هياهو هياهو، سكوت

صدا بي صدا خسته ام دوستان

 

زيادي زمين خورده و خاكي ام

كمي بي هوا خسته ام دوستان

 

ببخشيد معذورم از شرح و بسط

 كه اصلاً چرا خسته ام دوستان

سيد حسن حسيني


ادامه مطلب

توسط حانيه |

:: فتوبلاگ ::



منم و عشق و خلوتي كه در آن هيچ كس، هيچ كس نمي گنجد

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


...لعنت به روزها

شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1387
خرداد 1387

RSS 2.0